تبليغاتX
وب سایت چهارمردان



پنجم صفر، شهادت حضرت رقیه


یا رقیه (س)

رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
رقيه (س) جلوه ديگري از شکوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين کودک خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شک و شبهه‌اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانکه هر يک از کساني که در واقعه نينوا حضور داشته‌اند، چون نيک بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده‌اند.

بسم الله الرحمن رحيم

به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت‌ گونه رقيه (س) اندکي پس از واقعه خونين کربلا در سال شصت و يکم هجري رخ داده است و در اين هنگام وي سه يا چهار ساله بوده است و نخستين نکته شگفت درباره حضرت رقيه (س)، شايد همين باشد که با چنين عمر کوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور کرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه که برادر شيرخوارش علي ‌اصغر (ع) به چنين مرتبه‌اي نايل شد.به عبارت ديگر يکي از جلوه‌هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوع سني شخصيت‌هاي آن مي‌باشد که از پايين‌ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب‌ بن مظاهر) ختم مي‌گردد. نکته قابل تأمل ديگر در بررسي اين مهم آن است که در پديد آوردن اين حماسه بي ‌بديل و شکوهمند تنها يک جنسيت سهيم نبوده، بلکه در کنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناک دارد.
مصائب و شدائدي را که رقيه (س) از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام متحمل مي‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناک است که وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلي را مي‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي‌سازد. تحمل گرماي شديد کربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهاي شقاوت آلود بودن، آزار و شکنجه‌ هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است که يک کودک خردسال با جسم و روح لطيف خود با آن مواجه شده است. از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است که بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي‌افزايد، زيرا حضرت امام حسين (ع) با شناخت و پيش‌بيني تمام اين مصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري‌هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد.
 رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين (ع) که تنها کسي مي‌تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد که مقصدي الهي داشته باشد، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاک پيامبر (ص) و رسواکننده سياهکاراني است که داعيه جانشيني رسول خدا (ص) را سر دادند و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است براي آن که اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني ‌اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و رقيه (س) فاتح شام و سفير بزرگ عاشورا در اين سرزمين است، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر اين حقيقت بزرگ که حق بر باطل پيروز خواهد شد و اينک پس از قرن‌هاي متمادي آنان که به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي‌شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين کودک سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي‌يابند.
آرامگاه‎‎‎ ملکوتي‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شيعيان‎ در شام‎ کنـار بـاب‎ "الفـراديـس " مابين‎ کوچه‎ هاي‎ تاريخي‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ که‎‎ هر ساله بسياري‎ از شيفتگان‎ اهل‎ بيت (ع) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوي‎ خود جلب‎ مي‎ کند.
پروردگارا ما را به کسب توفيق درک شخصيت حضرت رقيه(س) مرحمت فرما.

 




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : چهارشنبه سی ام دی 1388 ; ساعت : 12:15 |

اول صفر، ورود کاروان اسرا به شام


 اول صفر، ورود کاروان اسرا به شام

کاروان اسرا

وحشت‏ سراپاى آل ابى‏سفيان را فرا گرفته بود، سپاه محمد(ص) به شهر نزديك مى‏شد. اندكى بعد، ابر عطوفت پيامبر(ص) بر شهر سايه افكند; باران رحمتش باريدن گرفت و ترس را از شهر امن الهى زدود. پيامبر(ص) به دشمنان سرسختش منتى بزرگ نهاد و به آنان فرمود: «اذهبوا انتم الطلقاء» برويد، شما آزاد هستيد.
شكست‏براى فرزندان بنى‏اميه تازگى نداشت; به دل عقده داشتند; عقده بدر و حنين، عقده لحظاتى كه پدرانشان در خشم مسلمانان مى‏شكستند و چون برگ خشك نقش زمين مى‏شدند. اين بار بر پيشانيشان مهر «طلقاء» خورده بود و اين امر عقده ديگرى بر دل كينه‏توزشان نشانيد; عقده‏اى كه از عقده مرگ عزيزانشان در بدر و حنين كمتر نبود. آنها خاطره‏اى تلخ از داستان فتح مكه در سينه داشتند; خاطره‏اى كه در آينه آن تسلط و عظمت پيامبر(ص) و خوارى وذلت‏خويش را مى‏ديدند.
شعله‏هاى مرگ خونين پدران و ننگ نشسته بر دامان هر روز برافروخته‏تر مى‏شد، در پى فرصتى بودند تا خشم درون فرو نشانند و انتقام خويش از پيامبر(ص) و آل او بستانند. فرصتى كه در روزگار يزيد فرا رسيد. او وارث همه عقده‏هايى بود كه سالها بر دل پدرانش سنگينى مى‏كرد.
فرزند كشته شدگان بدر و طلقاى فتح مكه، شمشير انتقام به دست گرفت; او مى‏خواست همه شكستها، مرگها و حقارتها را جبران كند، در پى ريختن خون بود و به اسارت گرفتن افراد.
از اين روى فرمان قتل سرور جوانان بهشت و عزيزانش را صادر كرد. و پس از حادثه خونبار كربلا، همه چيز را براى گشودن عقده‏اى ديگر فراهم ديد; عقده‏اى كه حتى با شنيدن خبر گرفتار آمدن اهل بيت(ع) در زنجير اسارت ابن‏زياد گشوده نشده بود...
پس دستور داد تا خاندان پيامبر را به شام بفرستند. (1) يزيد مى‏خواست داستان مكه تكرار شود، ولى اين بار به تيغ بنى اميه.
ابن‏عباس از اين هدف شوم يزيد پرده برداشته است. او در نامه‏اى به يزيد نوشت:
عجيب است، تو دختران عبدالمطلب و نونهالانش را مانند اسيران به شام برده‏اى تا مردم ببينند بر ما مسلط شده‏اى و بر ما منت مى‏گذارى. (2)
كاروان اهل بيت(ع) به شام رسيد. يزيد در جيرون، كنار يكى از دروازه‏هاى دمشق، بود. چون چشمش به كاروان آل‏الله افتاد، مغرور و شادمان لب به شعر گشود و چنين سرود:
نعب الغراب فقلت صح او لا تصح فقد اقتضيت من الرسول ديونى (3)
صداى كلاغ برخاست. پس گفتم: فرياد بزنى يا نزنى من آنچه از پيامبر طلب داشتم، باز پس گرفتم.
او، در راستاى نيت‏شوم خود، دستور داد تا هر چه بيشتر با اهل بيت(ع) سختگيرى كنند و آنها را خوار سازند. بر اين اساس آنها را گردن به گردن با طناب بستند، بر هر كه از رفتن باز مى‏ماند تازيانه زدند (4) و هنگام آسايش، در خرابه جايشان دادند.
يزيد مى‏خواست‏سلطه و اقتدار خويش را نشان دهد تا سرانجام با آزاد كردن آنان، به هدف شوم خود دست‏يابد.
يزيد در يكى از روزها، در حالى كه شخصا زنجير از پاى امام سجاد(ع) باز مى‏كرد. از حضرت پرسيد: آيا مى‏دانى چرا چنين كردم؟
حضرت پاسخ داد: تريد الا يكون لاحد على منة غيرك; (5) مى‏خواهى تنها خودت بر من منت داشته باشى.
از كلام حضرت(ع) به خوبى استفاده مى‏شود كه چگونه يزيد در پى منت نهادن بر آل رسول بود.

شكست‏ يزيد
يزيد هر چه بيشتر كوشيد كمتر به هدف رسيد. جريان رجوع اهل بيت(ع) به مدينه چنان انجام گرفت كه نه تنها كمترين نشانى از ضعف اهل بيت(ع) و اقتدار يزيد در پى نداشت; بلكه نشان‏دهنده پيروزى اهل بيت(ع) بود.
اسير نوعا كمتر توان حرف زدن دارد، گوشه‏اى برمى‏گزيند و در غم خود فرو مى‏رود; يا به آينده دشوارى كه در پيش دارد مى‏انديشد و يا به گذشته دردناكى كه ديده است. حتى اگر بخواهد چيزى بگويد مجالش نمى‏دهند; چرا كه اسير است و در بند. اما شام اسيرانى ديد كه همه چارچوبه‏هاى اسارت را در هم شكستند، از هر لحظه براى تبليغ بهره جستند و در مدتى كوتاه، دشمن خويش را به زانو درآوردند. آرى «اهل بيت‏» اسيرانى بودند كه دشمن را به اسارت گرفتند. وقتى به شام رسيدند، خستگى راهى طولانى بر تن، زخم آزار دشمنان كينه‏توز بر سينه و زنجير بر پا داشتند و از ضعف و گرسنگى رنج مى‏بردند. ولى با اين همه، چون جام پايدارى از دست‏حسين(ع) گرفته بودند، در شام نبردى ديگر به راه انداختند. آنان در لباس اسارت پر شكوه، قدرتمند و پر صلابت ظاهر شدند; تيغ زبان زينب(ع) و شمشير بيان سجاد(ع) همه آنچه يزيد تنيده بود، از هم گسست و چهره واقعيت را نمايان ساخت.
مجلس بزم يزيد، كه يزيديان را از باده پيروزى سرخوش كرده بود، با فرياد على‏گونه زينب(ع) در هم ريخت. زينب(ع) يزيد را، كه با جلال و جبروت بر تخت نشسته بود، مخاطب قرار داد و فرمود: «امن العدل يا بن الطلقاء، تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله(ص) سبايا ... ». (6)
اى زاده طلقاء، آيا اين عدل است كه زنان و كنيزان خود را در پرده بنشانى و دختران رسول خدا(ص) را به عنوان اسير از شهرى به شهرى بگردانى ... .
اين سخن زينب(ع) بار ديگر ذلت آل ابوسفيان در فتح مكه را در يادها زنده ساخت. غبار غم بر چهره يزيد و يزيديان نشست. يزيد، كه در آرزوى برپايى مجلسى چنين بود تا بر گذشته‏هاى ذلت‏بار خاندانش سرپوش بگذارد، نتيجه را كاملا معكوس يافت. سخنان زينب(ع) محكم و پياپى وارد مى‏شد. يزيد جز سكوت راه ديگرى پيش روى خود نمى‏ديد. آرى يزيد در بند اسارت زبان زينب(ع) خاموش نشسته بود. در حقيقت، سخن آن حضرت(ع) اين پيام را در برداشت كه اى يزيد، پيامبر كفار را، كه پدرانت‏بودند، آزاد كرد; اما تو آزادى را از دختران او سلب كرده‏اى. اين چيزى جز يك ننگ ديگر براى تو و خاندانت نمى‏تواند باشد; ننگى كه از ننگ طلقا بودن ريشه مى‏گيرد.
مقايسه رفتار يزيد در ابتداى ورود اهل بيت‏به شام با رفتار چند روز بعد او پرده از صلابت و قدرت تبليغات اهل بيت‏برمى‏دارد و همه چيز را آشكار مى‏سازد. رفتار يزيد در اواخر حضور اهل بيت(ع) رفتارهاى انفعالى بود; به‏گونه‏اى كه مى‏كوشيد قتل امام حسين(ع) را به گردن ابن‏زياد اندازد. اهل بيت(ع) قاطعانه اين ترفند تبليغى او را خنثى كردند و به او گفتند: ما قتل الحسين غيرك ... (7) ; اى يزيد امام حسين(ع) را جز تو كسى نكشته است ....
او در برابر افشاگريهاى اهل بيت(ع) چنان خويش را درمانده يافت كه براى حفظ موقعيت پوشالى خود، راهى جز خشونت نديد و از اينرو چند بار به قتل امام سجاد(ع) فرمان داد. ولى چون اين كار را به زيان خود ديد از آن چشم پوشيد. اندك اندك اهل بيت(ع) جو تبليغى را كاملا به دست گرفته بودند، به‏گونه‏اى كه دل مردم را با مرثيه‏خوانى اباعبدالله(ع) مى‏لرزاندند و حديث عاشورا را با سوز بيان مى‏كردند. امام سجاد(ع) در خطبه خود در مسجد جامع روضه شهادت و مظلوميت امام حسين(ع) را خواند و شاميانى كه دشمنان اهل بيت(ع) به شمار مى‏آمدند، در حضور يزيد، گريستند. (8)
عاقبت مروان‏حكم حضور اهل بيت(ع) را در شام به ضرر دستگاه بنى‏اميه ديد و به يزيد توصيه كرد تا هر چه زودتر اسباب رجوع اهل بيت(ع) به مدينه را فراهم آورد. (9) بدين ترتيب اهل بيت(ع) با سرافرازى شام را به قصد مدينه ترك كردند.




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : شنبه بیست و ششم دی 1388 ; ساعت : 12:10 |

نظرسنجی whopopuler یک بازی براي انحراف افكار عمومي!/ما به ولايت در يوم‌الله 9دي88 رأی داديم.

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
 در عشق جگر دار تر از صد مردیم


هر زمان بوی خمینی به سر افتاد ما را
 دور سید علی خامنه ای می گردیم

عشق

اين يك بازي است براي انحراف افكار عمومي

در سايت whopopular يك نظرسنجي در مورد رهبران و افراد شاخص در ایران گذاشته شده است؛ كه نام مقام معظم رهبري در كنار اشخاصي چون موسوي و كروبي ... قرار داده شده است.

ملت حزب‌الله ايران، شان مقام معظم رهبری را فراتر از مقایسه شدن با افرادی مثل موسوی و كروبي ... مي‌دانند. بنابراین در تصميمي مدبرانه همگي این نظرسنجی مضحکانه را تحریم مي‌كنيم:

ما رأيمان را به ولايت در يوم‌الله نهم ديماه 1388 داده‌ايم

با تشکر از وبلاگ عدالت ناگزیر

 


ما طومار هتک حرمت در عاشورا را امضاء میکنیم:

امضاء طومار اعتراض به هتاکی عاشورا




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : یکشنبه بیستم دی 1388 ; ساعت : 12:40 |

23 محرم سالروز تخریب حرم سامرا تسلیت باد./

بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یا ولی العصر ادرکنا

به مناسبت 23 محرم، سال‌گشت تخریب حرم سامرا

السلام علیک یا بقیه الله!
جانمان به فدایت؛ به فدای پدر و مادرت؛ به فدای جدت و خواهرش؛ به فدای شما اهل البیت.
این روزها،  - یقین دارم – اگر نام زیبای این بزرگواران را نزدت ببرند، اشکت بیش از پیش جاری می‌گردد. تو هنوز رَخت عزای سید الشهدا علیه السلام را به تن داشتی و زیارت ناحیه‌ی مقدسه را زمزمه می‌کردی که یزیدیان، کربلای دیگری آفریدند و ناجوانمردانه، تو را به عزای جدیدی وا داشتند!
تجاوز ودشمنی که حدّ و مرز ندارد! اگر عاشورای حسین علیه السلام در صحرای خشکیده‌ی کربلا به وقوع پیوست، عاشورای سامرا، در منزل شخصی تو اتفاق افتاد! اگر در کربلای حسین علیه السلام، حریم فرزند و همسر و خواهر سید الشهدا علیه السلام نادیده گرفته شد، در کربلای سامره، حرم پدرت، مادرت، جدت و خواهرش تخریب گردید. و اگر در سال 61 هجری، راه را بر خاندان حسین علیه السلام بستند و تن‌های مبارک شهدا، دفن ناشده باقی ماند، در عصر انفجار اطلاعات، ماه‌هاست قفل‌های کینه و نفاق، راه را بر پیروان اهل بیت بسته‌اند تا حرم، مخروبه باقی بماند. اگر پس از مصیبت کربلا، زینب سلام الله علیها ، بر تلّ زینبیه، دست بر سر کوبان، عزاداری نمود، پس از مصیبت سامرا، تو جز بر تلی از خاک، کجا می‌توانستی به عزای خانواده‌ات به پا خیزی؟! و آیا این، نه همان است که گفته‌اند: « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا »؟!
ای خدای حکیم!
زمانه عجب بد رسمی نهاده است و روزگار چه ناخوش سنتی را پی می‌گیرد! آن هنگام که خون، از هر سنگی جوشید و آسمانیان، خورشید را بر سرِ نیزه دیدند، به درگاهت شکایت بردند و تو منتقم خونش را ایستاده در محراب نماز نشانشان دادی. ما نیز هماره همان شکایت را بر سر زبان داریم و هم او را دنبال می‌کنیم:
این المرتجی لازاله الجور و العدوان؟
کجاست آن که برای از بین رفتن ظلم و تجاوز، بدو امیدواریم؟
اگر فرشتگان الاهی در شام عاشورا، قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه را در محراب عبادت و در ردای نماز دیدند و به وعده‌ی انتقام او دل خوش داشتند، و دندان صبر بر جگر مصیبت نهادند، امروز – امّا – مصیبت سنگین‌تر است! زیرا نه فقط هنوز پرچم سرخ ثار الله بر فراز گنبد حسینی علیه السلام به انتظار نشسته است، که محراب عبادت منتقم خونش، در میان خاک و خاکستر، هم چنان دل شکسته است! و نه فقط آب در سرداب شاه علقمه گرد قبر ابوفضائل علیه السلام حیران و سرگردان است، که سرداب سامرا، در ماتم صاحب خانه، سر به دامان است.
ای شیعیان منتظر مهدی عجل الله تعالی فرجه !
اگر دست تقدیر، جسم‌هایمان را از حضور در کربلای حسینی علیه السلام دور داشته است و اگر هنوز پیمانه‌ی حکمت، قضای ظهور را لبالب نکرده است، اما سکوت ذلت آمیز، در مرام تشیع جای ندارد.
دست‌هایمان به درگاه خالق هستی بلند است و زبان خواهشمان به سوی موعود حق پرستی گشاده. چشم امید به آسمان داریم و گوش بر صلای ناگهان. که ندای اسرافیل، حیات ظلم و ستم را اماته کند و زندگی عدل و داد احیا گردد.

مهدیا ای داغ دیده روی داغ          خیز و گیر از تربت مادر سراغ

خیز و خاک از قبر بابا پاک کن          خاک، پاک از دشمن سفاک کن

جای دارد گر بمیرم زین الم          شد خرابه صحن و سرداب و حرم

سامرا قبل و بعد از تخریب




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : جمعه هجدهم دی 1388 ; ساعت : 0:15 |

تصویری از راهپیمایی عاشوریان - قم

شعر جدید علیرضا قروه در مورد حرمت شکنی های روز عاشورا
  
  دعوا سر حسين اصلي‌‌ست و تشنگان دارند آب مي شوند 

شام غريبان حسين امشب است...
---------------------------------------
آن روزها
هر وقت پرده خوان
از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت
به كربلا كه مي رسيد
نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست
حتي گاهي قوّال با شمشير
مي زد به پهلوي خود
حالا به جاي قاسم و عباس
دارند روضة سهراب مي خوانند
به جاي رقيه
دارند روضة ندا را فرياد مي كنند...
اين نقل
نقل پرده دران است
بزن به طبل لجاجت طبّال
كه مير بي بي سي
امشب به كربلا وارد مي شود
از در پشتي
بزن به طبل لجاجت طبّال
كه شيخنا مي رسد به كربلاي مجازي
از راه اينترنت
از راه اعتمادالسلطنه
عمّه ببين به كربلا
اين همه موبايل هاي دوربين دار آمده
عمه ببين كه علم ها خوني است
و ميكروفون ها خوني
و صداها خوني
شايد به اشتباه
دو حسين آمده اند اينجا
جوانان بني هاشم بياييد
راه اين پيران فتنه را سد كنيد
مسلم اين اتفاق ها را ديد و گريست
من مسلمم
و راه برگشت دارم
من مسلمم
اين نامه را از خانه هاني مي نويسم
مرام من كشتن نيست
ما سهراب كش نيستيم
"مستي بيايد قي كند
مستي جهان را طي كند "1

***

امشب دوباره مست حسينم
رباب ايراني را برمي دارم و مي گريم
و مي زنم به سيم آخر
با گريه بر علي اكبر
كه بي تابم مانند او
و گريه مي كنم سپيد سپيد
به غربت كسي كه شما نشناختيدش
و سرم مي سوزد از اين همه بدرقصي ها
چون بيمار كربلا
هنوز تاول بسيجي ها دارد مي تركد
و شما اصحاب نمك و كورچشمي
چقدر زود حرمله شديد
در دو كربلا
دو دسته عزادار مي بينم
كه هر كدام
ديگري را
يزيد مي داند
از ميكروفون ها خون فوّاره مي زند
امشب شهادت نامه اي امضا نمي شود
تنها خبرگزاري ها گفتند:
امشب بناست اتّفاق بدي بيفتد!
و افتاد
موبايل ها در تاريكي شب
ويبره مي گريند
بلوتوث بلوتوث نوحه مي خوانند
و مي ريزند
به درياي سايت آل صهيون
از كمپ موج نو
اولين نفر به ميدان رفت
شيخ متغيّر پيشاني اش را پوسيد و گريست
بناست قورمه قورمه كنند
شايد كه انتخابات باطل شود
و از جناح روبرو
از اصحاب انتخابات عليه السلام!
بناست قيمه قيمه كنند
در كربلا دو حسين آمده است
اصحاب قورمه اند و قيمه!
اصحاب شيشه و بشكن بشكنه امشب
اصحاب قمه و قليان
و بي شمار يزيد
از اين همه يزيد
يكي منم
يكي هر آن كه غير شما باشد
دعوا سر حسين اصلي ست
اگر حسين من تويي سرت كو؟
حسين من سر نداشت
حسين من پشت سرش سايت هاي سبز نداشت
اينجا حسين هاي زيادي مي بينم
حسين من حسين ناز بود
حسين جاز نبود
حسين من
حسين بالاترين نبود
حسين من
حسين ساركوزي نبود
به كربلا رسيده اند جماعت
و دعوا سر حسين اصلي ست
و تشنگان دارند آب مي شوند و
خليفه ها دارند آب مي فروشند و
سايت ها دارند ماهي شان را مي گيرند
از مزرعه خدا
در ظهر كربلا
و شيعيان حسين(ع)
اين بار
به جان حسين افتاده اند
اگر حسين من تويي رأيم كو؟
كه ما رأيت الا رأيي...
اين را كسي مي گويد
كه فكر مي كند ابوالفضل
برادر عبّاس است
و فكر مي كند كه راي او بالاترين است
و فكر مي كند كه مردم ده
گوساله اند
كسي كه جاي زنجير زدن
زنجير انداخته است اين همه سال
و تازه از فرنگ رسيده است
آقاي ليوايز و توييتر و باراك
آقاي آدامس خروس و مك دونالد
تو ايراني نيستي
يكي از شعبه هاي تيري هستي كه خورد
به گلوي اصغر شش ماهه
دختراني كه گوشواره تان را به رخ مي كشيد
مردان انگشتر مطلّا...
ديگر اينجا سايت اللهي شديد
"بيش از اين بابا دلم را خون نكن "2
نگاه كن چه مير و مرگي راه انداخته اند
مهلا مهلا...
***
بعد از آن همه جنگ
به كربلا رسيده ايم
عمه ببين به كربلا اين همه لشكر آمده
با موبايل هاي چند جيبي
به عخش اختشاش
با همان آش و
همان كاسه
رييس سايت چلپاسه
دعوت به شام كريسمس مي شود
در كاخ سفيد
مبارك است اسرائيل
مبارك است جاسوسي گراز يك چشم...
مبارك است گره خوردن عاشورا و يلدا با كريسمس
مبارك است
"زيركي ظنّ است و حيراني خبر "3
اصحاب او حيران الله بودند
و شما زيركان دنياييد
امّا هميشه مختاري هست
مختار اين بار زودتر
به انتقام خون حسين آمد
در كاروان ما
مختارها كم نيستند
مختارهاي مختار و بي اختيار
اما در كربلاي ما
هميشه اتفاق ها
از جنس "ما رايت الا جميلا " ست
از جنس ما رميت ...
***
در محاصره اين همه موبايل
كه زنگ مي زنند كنار فرات
در محاصره اين همه فتوشاپ و گوگل
كه رفته اند تا گودال قتلگاه
و پيش از اين بازي ها
مي خواستند سر حسين مرا
بر نيزه ها ببرند
از جانب فرات و از در مخفي
همين سپاه اشقيا
شما نبوديد
داشتيد عليه هم شعار مي داديد
در دانشگاه
روزي كه دانشگاه
دانشكاه شد
حالا رسيده ايم به كربلا
و خيمه ها را قاطي مي بينم
پرچم ها را خوني
و خبرگزاري ها
خيمه هايشان را علم كرده اند بر تل زينبيه
اينان كه رنگ خيمه شان سبز است
اصحاب آشنايي زدايي و تأويل اند
"باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است "4
مواظب باش
وگرنه حرمله خواهي شد
ساعتي بنشين كه باران بگذرد
حالا
چندي ست سپاه اشقيا سبزند
سپاه اتقيا قرمز
چندي ست شنود گذاشته اند
در حلق پاره پارة اصغر
مصاحبه سي ان ان
با نائب حسين عصر!
مصاحبه بي بي سي
با بي بي الفلان
زن پريزيدنت ثمّ الثاني!
تقدير كاخ سفيد از زحمتكشان بازي عاشورا
و اين سريال ادامه دارد
و گرية من
از پي كاروان اسيراني
كه بي صدا مي گريند
من فكر مي كنم
كه كربلا
بايد جاي ديگري باشد
و اين حسين ها
نالوطيان همين شمرانند!
***
شما فروختيد شام غريبان را به شب يلدا
سر حسين را به هندوانه اي
تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال
كه سرخ
سر حسين شهيد بود
شما اصحاب تخمه ايد
و سيب سرخ
سر بريدة مولا بود
انار دانه دانه
اشك زينب كبري بود
برويد سوار شتر شب شويد و
فيلترتان را برداريد و برويد...
**
شام غريبان حسين امشب است...
ما آب و آتش را با هم جمع مي كنيم
دارند سيب سرخ سر حسين علي را مي آورند
شما با محراب و منبر بازي كرديد
چنگ بزن به شب يلدا
يا شيخنا المتغيير
كه رستگار شوي
شام غريبان روضه غيب هويت است
بسيجي آمده است كشته شود
سهراب را پدران فتنه كشتند
نه بسيجي ها
سهراب به دست سياوش كشته نشد
سهراب را مثل همان سهراب
پدران فتنه گر كشتند
شما كه مي خواستيد
يك شبه هفت خوان را طي كنيد، كشتيد
**
نشسته ام در كنار خرابه
با گريه بر حسين دلم باز مي شود
و نوحه مي خوانم در دستگاه شور و ماهور
چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم
مي گريم و شادم چون مولانا
و متّصلم چون او
به غم حسين
شما دنبال ديسكوتان باشيد
المخملباف يكفي بالپاپيون
شما دنبال دين پاپتان باشيد
دنبال جاز پاپ
سواران شتر شب مشروطه
برادران صفدر تقي زاده
كه دينداران اندك شده اند
قل الديانون
بسي رنج برديم در اين سي سال انقلاب
عجب زنده كردند اين دو
انگليس را
در اين سه چار ماه
شترانشان حامله اند
بناست خوك بزايند
خوكهاي بريطانياي دسته دار
مرحبا به شيخنا المتغيِر
مرحبا به مير
برگريزان پاييز است و
و سرريزان خون حسين
حسين من در مهر وارد شد
اما شما نامهربان بوديد
شما به من سنگ زديد
شما به كربلا سنگ زديد
در سايت بالاترين چلپاسه
كه كربلا ايراني نيست
كه محمّد(ص) ايراني نيست
كه خدا و پيغمبر ما بابك است و كورش و كمبوجيه
با اين حساب
عمامه سياه سيّد يزدي،
پر!
با اين حساب
عباي شيخناالمتغير،
پر!
"اي خون اصيلت ز شتكها به غديران
افشانده شرفها به بلنداي اميران
از كرببلا آمده جاري شده وانگاه
آميخته با خون سياووش در ايران... "5
سوگ سياووشان است
من از جناح راست نيستم
و از جناح چپ هم
من از جناح ذوالجناحم
امام گفت :
چراغ را خاموش كنيد
شتر شب را سوار شديد
اينها شترهايشان معجزه كرد
و با شترهاشان به استوديوي شب بي بي سي وارد شدند
اگر دين نداريد آزاده باشيد
كه روز واقعه است
به روز واقعه تابوت ما ز سرو كنيد
در روز واقعه تابوت خلق را
به رنگ سبز كردند
زردها بي خود قرمز نشدند
سبزها بي خود قرمز نشدند
**
نشسته ام در خيمه امام و كوثري مي خواند
آه از آن لحظه اي كه با تن چاك چاك...
نشسته ام در خيمه غريبي اين دل
و بچه ها دم گرفته اند:
سر حسين مظلوم از تن جداست امشب
سر حسين مرا بر اس ام اس مي برند
و روضه خوان مي خواند:
شام غريبان حسين امشب است...

1- از مولاناست
2- از عمان ساماني است
3- از مولاناست
4- از محتشم كاشاني است.
5- از حسين منزوي است.

مرجع




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : سه شنبه هشتم دی 1388 ; ساعت : 21:15 |


منوی اصلی
پیوندهای روزانه
پیوندها
آرشیو
امکانات

اکثر وقتها هستم ولی مخفی ام!!!
Copy Right; http://www.QOM4MEN.ir .:. توسط: مؤسسه مهرعلوی قم